20 ماهگیت

ببخشید مامانی تاریخ را اشتباه یک ماه دیر زده بودم برای 19 ماهگیتتتت.

مامانی الان دیگه هر چی میگم میگی . بیشتر کلمه ها را میگی.

از خواب که بیدار میشی میگی ماما یا اسمم را صدا میکنی.

خیلی دمپایی دوست داری بیدار که میشی میگی دپایی و پات میکنی هرجا هم میری دمپایی اونا را پات میکنی خونه مامان بزرگت هم یه دمپایی داری خودت جاش را میدونی برمی داری پات میکنی.

آشغال از روی زمین پیدا میکنی میندازی کیسه آشغال.

عاشق نقاشی کردنی مخصوصا هر کاری که هر کی میکنه را تکرار میکنی. داشتم زبان میخوندم مثل من یک کتاب زبان که میزارم برداری و برداشتی میخوندی تازه تو کتاب من برام توضیح میدادی. من مینوشتم مثل من تو دفترت مینوشتی و چه قدر ذوق میکردی که مثل خودکار من را داری. (البته من بهت خودکار نمیدم برای همینم خیلی خوشحال بودی).

کالسکه اسباب بازی برات گرفتیم انقدر ذوق کردی که تو خیابان همون شب راه میبردی. مردم همه خندشون گرفته بود.

راستی بوس صدا دار هم میفرستی و تو روز همش منو بوس میکنی دل بقیه را هم میسوزونی چون کم پیش میاد که کسی دیگر را بوس کنی.

شبا هر وقت خوابت میاد دستم را میگیری و میگی لالا برای بابات بوس میفرستی و در را میبندی.

تلفن با همه حرف میزنی و اتفاقایی که افتاده را میگی البته بیشترش را کسی نمیفهمه. ههههههه


gif animation creator
Gif animation creator

gif animation creator
Gif animation creator

gif animation creator
Gif animation creator

gif animation creator
Gif animation creator

gif animation creator
Gif animation creator

4 تا دندون نیشات

4 تا دندون نیشات با هم ورم داره یک ماهی طول کشید تا یکی یکی کم کم نوکاش زد بیرون. در همین موقع هرچی اسباب بازی بادی داشتی انقدر گاز زدی که سوراخ شد و عاشق کشیدن مسواک به دندونات بودی.

البته هنوز همشون کامل در نیومده. الان دیگه نصف بیشتر دندونات در اومده ولی احساس میکنم که بازم داری دندون در میاری نمیدونم دیگه کدوم دندونت است.!!!!!!!!!! چون دوباره داری همه چیزو گاز میزنی.

19 ماهگیت

مامانی از بس که دیر به دیر آپلود میکنم یادم میره.

تا میگم مثلا توپ کوش میگی ایناها-تا موبایل من یا بابات زنگ میخوری میگی موبال و میدی به ما-جدیدا عاشق شکلات و آبنبات شدی-عکس هرکی را میبینی میشناسی مثلا عکس خاله ات را رو آینه اش دیدی اسمش را میگفتی و میدونی هر اتاقی مال کیه.

مامانی چند وقت خیلی ازت عکس نگرفتم پستای بعدی جبران میکنم.

رها و عشقش دوغ هههههههه

gif animation creator
Gif animation creator


gif animation creator
Gif animation creator

واکسن 18 ماهگی و آخرین واکسن کوچولویی

مامانی چون همش تو راه دامغان بودیم دو هفته واکسنت دیر شد و چون شما خیلی وول خوردی به دستت را دو بار زد.

این دفعه شما خیلی اذیت شدی روز اول هم تب داشتی. چون خیلی وول خوردی پات قرمز و صفت شده بود ولی شما خانمی از اونجایی که نمیتونستی بشینی همش در حال شیطونی بودی ولی لنگ میزدی از درد.

الهیییییییییییی چه قدر اذیت شدی تا دو سه روز همینجوری راه می رفتی.

از دست دادن مامان بزرگت

مامانی دو دل بودم که برای این موضوع پست بزارم یا نه؟ چون دوست ندارم خاطره های بد رو برات به یادگار بزارم ولی این خیلی فرق می کنه هرچی فکر کردم نتونستم ننویسم البته نوشتنم خوب نیست ولی ...

مامانی مامان بزرگت (مامان بابات)  یکدفعه معلوم شد مریضه. بعد از دو ماه دوندگی و دکتر رفتن فهمیدیم مریضی سختی گرفته. فقط 45 روز طول کشید که از پیش ما رفت، نمی دونم چرا اینقدر عجله داشت؛ همش 58 سالش بود. مامان بزرگت رقصیدنت را خیلی دوست داشت وقتی که دفعه اول از بیمارستان اومد همش میگفت رها بیاد برام برقصه و برات ضرب میگرفت. فکر نمیکردم انقدر جای خالیش را حس کنم ولی حس میکنم. مامان بزرگت را بردیم دامغان تا چهلمش آخر هر هفته میرفتیم اونجا. تو تا گریه کسی مخصوصا منو میدیدی میزدی زیر گریه بمیرم برات که انقدر دل نازکی.

جنبه خوبی هم برای تو داشت اونجا فضا باز بود و همش تو خاک و هوای آزاد بودی و بازی میکردی.

دوست نداشتم پست غمناک بزارم ولی نمیشد دیگه.

18 ماهگیت

مامانی دیگه بزرگ شدی همش دوست داری کارای آدم بزرگا را تقلید کنی.

کلمه هایی که میگی اسما را میگی بیشتر وقتا من را با اسم صدا میکنی-دوجه(گوجه)-عمه-عم(عمو)-تاتا(تاب تاب)-میگم مثلا توپ کو میگی ایناها.

چون دیر آپلود کردم و یادم رفته بنویسم دیگه یادم نیست.


gif animators
Gif animators


gif animators
Gif animators

دندون دوازدهم

دندون آسیابت (از چپ) بعد از یک ماه که ورم داشت هر روز یه نوکش میزنه بیرون. خیلی خیلی داری اذیت میشی و عصبی هستی. هنوزم الان که یک هفته گذشته کامل بیرون نیومده انقدرم عصبی هستی و بهانه گیر که نگوووووووو. بیچارهههههههههه دخملم که سر هر دندونت انقدر اذیت میشی.

امروز تازه دیدم دندونای نیش پایینیت ورم دارن بد جور همینه که این دو سه روزه اعصاب ندارییییییی.

17 ماهگیت

خانمی خیلی خیلی شیطون شدی. تا میگم بغلم کن دست میندازی گردنم بغلم میکنی و دستت را میزنی پشتم.

تا بچه می بینی یا عکسش را میبینی میگی نی نی.

تا میبینی کسی خوابه میگی خواااا. یه پا رقاص شدی نمیدونی چه جوری کمرت را میچرخونی و دستات را میبری بالا.

کلید بر میداری میری به در میزنی که باز کنی میگی دد. بابا و مامان را هم میگی.

عکس عروسی مامان و بابا را هر روز برمیداری و نشان میدی بابا و مامان را میگی البته همیشه درست نمیگی بعضی وقتا یکیمون را اسمش را درست میگی.

لب پله میشینی که کفشات را میدی که پات کنیم بعد کفشای ما را هم میدی دو تا لنگه کفش را هم درست میدی.

دمپایی پات میکنی باهاش راه میری به منم میدی که پام کنم باهات راه برم.

خیلی آب میخوری تا غذا میخوری یا شکلات میگی آب. با لیوانم دوست داری بخوری خیلی با شیشه دوست نداری.

عاشق اینی که لباس جدید تنت کنم اونوقت همش نگاش میکنی و ذوق میکنی.

همه چیزو دنبال خودت میکشی.

هر وقت گشنت باشه میگی آم یا نام نام و میری دم چراغ گاز.

با اینکه خیلی غذا خوب نمیخوری ولی عاشق هویچ پخته -ماکارونی (با رب)-تخم مرغ پخته- ماست -ماست میوه ای-کیندر (دلیس)-دوغ-هلو -شلیل-عدس- گوجه -خیار (گوجه که انقدر میخوری که صورت میریزه بیرون) کلا با چیزهای ریز خیلی خوبی.

مامانی قول میده عکسای بعدیت را با لباس خوشگل و خوب بندازهههههه.

gif animator
Gif animator

gif animator
Gif animator

در حال قر دادن کمر البته از پشت

gif animator
Gif animator

gif animator
Gif animator

باران بازیییییی

gif animator
Gif animator

دوباره مریض شدنتتتتتتتتتت

روز قبلش مامان بزرگ و بابابزرگ و دایی و زن داییت و خاله ات ناهار اومده بودن خونه مون هر کار کردم عصر نخوابیدی شک کردم مریض باشی.

بردمت دکتر دیدم بعلهههههههه شما دوباره مریض شدین چون از حموم جدیدا میترسیدی و گریه میکردی باباییت فقط بردت بازی کردی روز بعدش سرت را شست فکر کنم به خاطر همین مریض شدی.

خلاصه دوباره گلوت ورم کرده بود دوباره استامینوفن داد و  اگه بینیت آبریزشش زیاد شد آنتی بیوتیک.

وزنت هم کرد وزنت فکر کنم نزدیکای 10 کیلو بود.

شما دوباره فقط شیر میخوردی و شبا هم نمی تونستی بخوابی طول کشید تا بهتر شدی. مامانی مثل اینکه این چند وقته ضعیف شده بودی که انقدر پشت سر هم مریض میشدی ایشالا که دیگه مریض نشی چون مامانیت خیلی ناراحت میشه شما اذیت میشی.

خانمی خوش غذای من بد غذا میشود!!!!!!!!!!

خانمی شما همیشه هر وقت هر چی بهت میدادم میخوردی بعد از دو سه دفعه ای که پشت سر هم مریض شدی دیگه خیلی از غذاهایی که میخوردی نمیخوری.

ضد گوشت و مرغ شدی البته فکر کنم چون مریض بودی چند وقت پشت سر هم بهت مرغ دادم که ساده باشه به خاطر همین دیگه نمیخوری.

بهت شربت اشتها میدم بهتر شدی ولی جدیدا شیر خیلی میخوری.البته به احتمال زیاد مال دندون در آوردنت است چون چند وقته دندونات پشت سرهم داره در میاد.

خلاصه حسابی غذا خوردنت عوض شده اونایی که دوست داشتی دیگه دوست نداری!!!!!!!!!!