20 ماهگیت
مامانی الان دیگه هر چی میگم میگی . بیشتر کلمه ها را میگی.
از خواب که بیدار میشی میگی ماما یا اسمم را صدا میکنی.
خیلی دمپایی دوست داری بیدار که میشی میگی دپایی و پات میکنی هرجا هم میری دمپایی اونا را پات میکنی خونه مامان بزرگت هم یه دمپایی داری خودت جاش را میدونی برمی داری پات میکنی.
آشغال از روی زمین پیدا میکنی میندازی کیسه آشغال.
عاشق نقاشی کردنی مخصوصا هر کاری که هر کی میکنه را تکرار میکنی. داشتم زبان میخوندم مثل من یک کتاب زبان که میزارم برداری و برداشتی میخوندی تازه تو کتاب من برام توضیح میدادی. من مینوشتم مثل من تو دفترت مینوشتی و چه قدر ذوق میکردی که مثل خودکار من را داری. (البته من بهت خودکار نمیدم برای همینم خیلی خوشحال بودی).
کالسکه اسباب بازی برات گرفتیم انقدر ذوق کردی که تو خیابان همون شب راه میبردی. مردم همه خندشون گرفته بود.
راستی بوس صدا دار هم میفرستی و تو روز همش منو بوس میکنی دل بقیه را هم میسوزونی چون کم پیش میاد که کسی دیگر را بوس کنی.
شبا هر وقت خوابت میاد دستم را میگیری و میگی لالا برای بابات بوس میفرستی و در را میبندی.
تلفن با همه حرف میزنی و اتفاقایی که افتاده را میگی البته بیشترش را کسی نمیفهمه. ههههههه




