دوباره مریض شدنتتتتتتتتتت

روز قبلش مامان بزرگ و بابابزرگ و دایی و زن داییت و خاله ات ناهار اومده بودن خونه مون هر کار کردم عصر نخوابیدی شک کردم مریض باشی.

بردمت دکتر دیدم بعلهههههههه شما دوباره مریض شدین چون از حموم جدیدا میترسیدی و گریه میکردی باباییت فقط بردت بازی کردی روز بعدش سرت را شست فکر کنم به خاطر همین مریض شدی.

خلاصه دوباره گلوت ورم کرده بود دوباره استامینوفن داد و  اگه بینیت آبریزشش زیاد شد آنتی بیوتیک.

وزنت هم کرد وزنت فکر کنم نزدیکای 10 کیلو بود.

شما دوباره فقط شیر میخوردی و شبا هم نمی تونستی بخوابی طول کشید تا بهتر شدی. مامانی مثل اینکه این چند وقته ضعیف شده بودی که انقدر پشت سر هم مریض میشدی ایشالا که دیگه مریض نشی چون مامانیت خیلی ناراحت میشه شما اذیت میشی.

خانمی خوش غذای من بد غذا میشود!!!!!!!!!!

خانمی شما همیشه هر وقت هر چی بهت میدادم میخوردی بعد از دو سه دفعه ای که پشت سر هم مریض شدی دیگه خیلی از غذاهایی که میخوردی نمیخوری.

ضد گوشت و مرغ شدی البته فکر کنم چون مریض بودی چند وقت پشت سر هم بهت مرغ دادم که ساده باشه به خاطر همین دیگه نمیخوری.

بهت شربت اشتها میدم بهتر شدی ولی جدیدا شیر خیلی میخوری.البته به احتمال زیاد مال دندون در آوردنت است چون چند وقته دندونات پشت سرهم داره در میاد.

خلاصه حسابی غذا خوردنت عوض شده اونایی که دوست داشتی دیگه دوست نداری!!!!!!!!!!

دندون های نه و ده و یازده

شما الان چهار تا دندون جلو بالا داری و چهار تا دندون پایین جلو.

از پایین سمت راست یه دندون نداری بقلیش در اومده.دندون آسیابت. یعنی نوک زده خیلی طول میکشه تا بیاد بیرون.

دو تا دندون هم از بالا در آوردی. یه یکی دو ماهی هست که افتادی رو دنده دندون در آوردن دیگه تاریخاش از دستم در رفته تازه دهنت را هم که باز نمیکنی ببینم.

16 ماهگیت

هر ماهی که میگذره باورم نمیشه که انقدر زود داری بزرگ میشی. قشنگ مفهوم همه چیزو میدونی.

بیشتر موقعها جز وقتی که خوابت بیاد و حوصله نداشته باشی وقتی پی پی میکنی بهت میگم بیا اخی را در بیارم یا خودت قبل از اینکه بگم میری دمپایی دستشویی را میدی من پام کنم بعد دستات را میاری بالا که بشورمت.

موقع خواب پستونک میزارم دهنت دستت را میندازی گردنم میخوابی یا انقدر وول میخوری تا خوابت ببره بعد میزارمت توی تختت.

مامانی این چند وقته چند تا عکس درست و حسابی با لباسهای خوشمل ازت ننداختم ببخشیدددددد.


gif animator
Gif animato

gif animator
Gif animator

رفتن خونه خاله مونا و درسا خانم

ظهری رفتیم خونه خاله مونا که با درسا بازی کنی و ما هم با هم حرف بزنیم.

شماها هم با هم بازی کردین البته شما جدیدا با همسنهای خودت خیلی نمیسازی.

البته هنوز کامل خوب نشده بودی و خیلی حوصله نداشتی.

خاله مونا هم زحمت کشیده بود یه غذای خوشمزه درست کرده بود. شماها هم تخم مرغ خوردین.

دست خاله مونا هم درد نکنه که زحمت کشیده بود.

هرچیزی که هر کدومتون بردمیداشت اون یکتون میخواست. عصری هم بابات اومد دنبالمون.

عقد داییت و مریض شدن دوباره شمااااااا

عقد داییت تو خرم آباد بود ما بعد از دو سه روز که از شمال اومده بودیم صبح راه افتادیم. بابا بزرگت و خاله ات و دوست داییت و داییت هم با یه ماشین دیگه راه افتادن که توی راه به هم رسیدیم.

مامان بزرگت و خاله ها و عمه ها و مامان بزرگ من هم با قطار رفتن که بهشون خیلی خوش گذشته بود البته یه روز زودتر از ما رفته بودن.

خلاصه توی راه دیدم بیقراری و نمیخوابی موقع ناهار همه گفتن تب داری از تب داشتی میسوختی از داروخانه برات استامینوفن و سرماخوردگی گرفتم بهت دادم عصری رسیدم اونجا شب دیدم فایده نداره حالت اصلا خوب نیست بردمت درمانگاه که گفت گلوم قرمزه و آنتی بیوتیک داد.

شب بهت دادم ساعت 2 بود که خوابیدیم فردا هم صبح زود بلند شدیم که عقد بود. شب تا صبح هم خوب نخوابیدی.

صبح دیگه اسهالم شده بودی تا آخر شب که عقد بود و تموم شد من و تو هیچی نفهمیدیم چون هیچی نمیخوردی و بد جوری به من چسبیده بودی.

خلاصه عقد داییت نه من چیزی فهمیدم نه تو. خیلی اذیت شدی.

فردا صبح زود راه افتادیم از شانس خوب من اصلا حواسم نبود که پوشک نداری بی پوشک هم موندی پارچه بهت بسته بودم چون که هم اسهال بودی هم اینکه جیش نکنی نیم ساعت تمام تا قم گریه کردی که اینو ازت باز کنم تا پوشک گرفتیم و بستمت خوابیدی.

شب نمیخوابیدی دوباره ساعت 11 شب بردیمت درمانگاه گفت آنتی بیوتیکه بهت نمسازه همونی که من شک کرده بودم به خاطر همینم دیگه بهت نمیدادم. آنتی بیوتیکت را عوض کرد و برای ورم گلوت بروفن داد که آنتی بیوتیک را دو سه روز دادم ولی بروفن را که مرتب دادم بهتر شدی.

این هم شرح حال این سه روز که ما دو تا خیلی اذیت شدیم.