عروسی دایی آرش
22 بهمن عروسی داییت بود.
شما همش میگفتی من عروس بشم برات رفتیم لباس عروس پفی گرفتم با تور کیسه را نمیدادی دست ما میگفتی عروس منه. ههههه
کلی هم بهت خوش گذشت خوشحال بودی که همه بودن. همش بوسشون میکردی حالا هر جا که شد حتی روی شلوار ههههههه.
همش هم وسط بودی و میرقصیدی یه دقیقه نمیشستی.
چون عروس و داماد را میشناختی همش پیش اونا بودی و تو سالن میچرخیدی اصلا پیدات نمیکردم.
خلاصه خوشحالم که بهت خوش گذشته و دلی از عزا در آوردی بوووووووووووووووووس
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۲۴ ساعت 14:45 توسط
|