از شیر گرفتن خانم گلممم
مامانی شما دیگه بزرگ شدی و تصمیم گرفتم از شیر بگیرمت اول تو روز کمتر بهت دادم به جاش چیزهایی که دوست داشتی را بهت میدام و فقط شبا قبل از خواب بهت میدادم. شبا هم یک دفعه بلند نشدی دیگه از اون به بعد تا صبح بیدار نشدی.
بعد از مدتی شبا هم بهت ندادم بهتر از اون چیزی که فکر میکردم قبول کردی البته موقع خواب پستونک میخوری ولی وقتی میخوابی من در میارم که بعدا هم یه پروژه برای اون هم دارم ولی یواش یواش نمیخوام اذیت بشی.
البته به من وابسته تر شدی و موقعی که میخوای بخوابی دست میندازی گردنم را میخوابی.


