هفت ماهگیت
دکترت نبود صورتت بدجوری ریخته بیرون جوشهای ریز زده انگار حساسیت به چیزی داری.
مامانی فدات بشه که مریض شدی ولی صدات درنیومد فقط غر غرو شدی. هی گفتم تب داری گفتن نه شب که رفتینم خانه مامان بزرگت درجه گذاشتن 38 تب داشتی. شب بردیمت درمانگاه شبانه روزی دکتر عمومی دکتره گفت گلوت قرمزه. بچه به این سن زود ویروس میگیره. خواب خواب بودی موقع که نوبتمون شد بابایی بلندت کرد که دکتر معاینه ات کنه گریه کردی خیلی خسته بودی و خوابت میومد با این حال به نور چراغ قوه که دکتر داد تا حواست را پرت کنم چشمات گرد شده بود نور چراغ قوه را نگاه میکردی. تا اومد صدای قلبت را گوش بده دستت را گذاشتی روی گوشی که ببینی این چیه. وقتی صدای نقس کشیدنت را هم از پشت گوش میکرد برگشته بودی لوله گوشی را گرفته بودی دکتر گفت چه کنجکاوه. بهت آنتی بیوتیک - دیفن هیدرامین - استامینوفن داد. الهی فدات بشم که با اون مریضی هم آرومی و خیلی اذیت نکردی.
فرداش دوباره بردیمت دکتر به خاطر صورتت دکتر گفت حساسیت است آنتی بیوتیکی که برای گلوت داده بود هم بدتر کرده بود. یک شربت داد آنتی بیوتیک را هم گفت باید تا 5 روز بدم بهت. با شربت صورتت خیلی بهتر شد. وقتی وزنت کرد به خاطر خوردن آنتی بیوتیک وزنت کم شده بود. 7040 شده بودی بیچاره بچه ام.
13 مهر خودت نشستی از عقب بعضی وقتها میفتی. ولی بعد از 3-4 روز خودت دیگه میشینی. آخ جووووووووون
قربول دخملم بشم که میگم دست دستی دست میزنی. البته نشسته بلد نیستی باید صاف بخوابی بعد بزنی اگه دمر هم باشی بر میگردی. یک آوازهایی میخوانی خونه را میزازی رو سرت.
با دوست بابات و سارینا و مامانش رفتیم رستوران اونجا را گذاشتی رو سرت انگار صدا در آوردی سوپ هم خوردی دوست داشتی. مامان بزرگت که میگه نگو بچم غذا خوب می خوره. دیگه خودت را میاری جلو میخوری غذا خوردن را دوست داری ایشالا که تا آخر همینجوری باشی مامانی.
این هم عکسات








