رفتن خونه خاله مونا و درسا خانم
ظهری رفتیم خونه خاله مونا که با درسا بازی کنی و ما هم با هم حرف بزنیم.
شماها هم با هم بازی کردین البته شما جدیدا با همسنهای خودت خیلی نمیسازی.
البته هنوز کامل خوب نشده بودی و خیلی حوصله نداشتی.
خاله مونا هم زحمت کشیده بود یه غذای خوشمزه درست کرده بود. شماها هم تخم مرغ خوردین.
دست خاله مونا هم درد نکنه که زحمت کشیده بود.
هرچیزی که هر کدومتون بردمیداشت اون یکتون میخواست. عصری هم بابات اومد دنبالمون.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۰۶ ساعت 22:0 توسط
|