با دوستای بابات رفتیم آبعلی و کلی برف بازی کردی و از کوه رفتی بالا به همه گلوله برف مینداختی

سوار تلکابین شدیم کلی خوشت اومده بود از بالا میدیدی ناهار خوردیم و تو با بابات سر خوردی با سورتمه با بابات بعد از ناهار عصری چایی و ذرت خوردیم و دیگه برگشتیم طرف خونه

خلاصه کلی هم دوستای بابات جور شده بودی و میگفتی بازم بریم باهاشون.

تو تلکابین

مشغول برف زدن به همه