رها
شمال
روز اول ناهاره
روز اول لب دریا چه حالییییییییی کرد
روز آخر خودش با کلید در اتاق را باز کرددد
راه برگشت و خستههههه
کمربندش را خودش بسته به قول خودش مثل ما
+
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۱۲ ساعت 9:23 توسط |
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
آرشيو
پیوندها
خاله روشا و شارونا جون
خاله بنفشه و تسنیم جون
خاله ندا و نیکا جون
خاله لیما و موژان جون
خاله کمند و آترین جون
خاله نسرین و آنیسا جون
خاله آرزو و ستیا جون
خاله میترا و آراد جون
خاله مژگان و طاها جون
خاله مهشید و یاس ناز جون
خاله مهشید(مهربون) و ارشید جون
خاله شراره و آبتین جون
خاله سولماز و ژینا جون
خاله زهرا و عطا جون
BLOGFA.COM