تئاتر رفتن با دوستات
مامانی امروز برای بار اول با دوستات مهرسا -آویسا-ماه تیسا-تسنیم-نیکا-آنیسا-آترین-ستیا رفتیم تئاتر جک و لوبیای سحرآمیز خیلی دوست داشتی فکر نمیکردم که بشینی ولی از اول تا آخر نشستی و پاهات را انداختی رو پات البته روی کیف من نگاه کردی ولی فقط چراغا که خاموش شد خیلی خوشت نیومد و تا رنگهای صحنه عوض میشد میگفتی شب شد؟ همه بازیگراش را هم باید میدیدی مخصوصا اونایی که شعر میخوندن خیلی دوست داشتی و دست میزدی.
وقتی هم که تموم شد گفتی بریم عکس بندازیم و با دوستات رفتی با جک عکس انداختی.
اینم چندتا از عکسا.
از راست رها-آویسا-مهرسا-تسنیم-نیکا

از راست ماه تیسا-آترین-مهرسا-آویسا-ستیا-آنیسا

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۷ ساعت 22:0 توسط
|