مامانی امروز قبل از ظهر خاله مونا و درسا اومدن خونمون. تو خواب بودی وقتی بیدار شدی دیدی مهمون داریم خیلی خوشحال شدی با هم بازی میکردین و اسباب بازی به هم تعارف میکردین.

ناهار خوردین شماها هم به همدیگه نگاه میکردین و ناهار خوب خوردین. درسا خانم هم چون میخواست بازی کنه با شما خاله هر کاری کرد نخوابید.

همه جا با هم میرفتین شما هم دختر خوبی بودی و هرچی که درسا بر میداشت را ازش نمیگرفتی و با هم بازی میکردین.

عصری که رفتن گفتم نی نی کو به دور و برت نگاه کردی و اومدی بقلم. قربونت بشم که انقدر اجتماعی هستی و خونه تنهایی حوصله ات سر میره.

اینم عکس شما دوتا که آخر موقع رفتن خاله مونا و درسا خانم یادمون افتاد بندازیم. ههههههههه

لباست هم چون خانم خانما همه را کثیف کرده بودین اینو تنت کردم ببخشید دیگههههههه

از راست رها - درسا