این واکسن را که زدی دیگه تا یک سالگیت راحتی.

این واکسنت هم هم قطره فلج اطفال داشت هم دو تا پای کوچولوت را سوزن زدند این دفعه دیگه بابایی پیشت بود مامانت که سوزن زدن را اصلا نمیتونه ببینه. سرت را گرم کرد که واکسنت را زدی فقط آخرش یه کم گریه کردی بغلت کردم ساکت شدی همه میگفتن این رها خانم واکسن زده؟ البته تا دو سه روز بیحال بودی این دفعه سخت تر از دفعه های قبل بود

وزنت 6400 بود و قدت 66. البته وزن اضافه نکرده بود از هفته پیش که برای کار کردن شکمت آورده بودم.

از امروز رسما دیگه میتونی غذا خوردن را شروع کنی با لعاب برنج- فرنی-آب ماهیچه که البته آب ماهیچه بهت نساخت.

16 شهریور هم رفتیم شمال سه روزه قرار بود با دوست علیرض بریم که یکی از فامیلهای زنت فوت کرد نتونستن بیان خلاصه تنها بودیم.

انقدر دوست داشتی شمال را که نگو. موجهای دریا به سنگ میخورد صدا میداد انقدر ذوق میکردی چشم برنمیداشتی از موجها. بابایی سنجاقک نشون میداد دنبال میکردی. مرغ دریایی را هم می دیدی با چشمت دنبالش میکردی.

خانم خانما انقدر بهتون خوش گذشت که متحول شدی روی زمین بغل من که میخوابیدی. 18 شهریور ساعت 6:30 صبح دیدم خودت دمر شدی دستت را هم دیگه تونستی در بیاری. هورااااااااااا

دیگه اومدیم تهران از سر فرش به ته فرش را هی دمر میشی صاف میشی. می رفتی عاشق ریشه فرشی و سنگ کف هال خوابیده بودی و بلند نمیشدی خنک بود خوشت میومد.

از 22 شهریور خودت 2-3 دقیقه نشستی نیفتادی. آخ جوووووووووووووون

وقتی میخوری انقدر دوست داری که صدا در میاری میگی (اممممممممم) با فتحه

وقتی میشونمت از جلو نمی افتی خودت یک طرفی میشی دستت را میزاری دمر میشی.با دستت میزنی به سنگ صدا میده خیلی خوشت میاد.

گشنت که میشه یا چیزی میخوای (عم) میگی فدای اون عم گفتنت.

خانم خانما دیگه میفهمن قاشق و لیوانت را میشناسی. آخر هم میگه قاشق را بده من بهت میدهم هی میکنی تو دهنت میگی (اممممممممم) با فتحه

دیگه هنوز نزاشته برمیگردی و یاد گرفتی یک جیغهایی میکشی که گوش را کر می کنه.

بزار بگم چه بلایی سر مامانت درآوردی. عاشق پوشکتی با دستت میکشی صدا میده خوشت میاد. گذاشتمت عوضت بکنم رفتم آب را باز کردم داغ بشه یه خورده دیرتر اومدم سراغت چشمت روز بد نبینه دیدم همه جات را کثیف کردی بد جوری با دستت هم هنوز مشغول کندن پوشکتی. تمام تن و دستت را ششتم از دست تو.

خانم خانما دیگه یاد گرفتن چسب پوشک را هم میکنن. دیگه با پوشکت نمیتونم تنهات بزارم. ههههههههههه

این هم عکسهای 6 ماهگیت

Image and video hosting by TinyPic